مرتضى مطهرى
62
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مثلًا الف چيست ؟ گاهى مىپرسيم كه آيا الف هست ؟ و گاهى مىپرسيم چگونه است ؟ و گاه : چه مقدار است و يا چند عدد است ؟ و گاه : كجاست ؟ و گاه : در چه زمانى ؟ و گاه : كيست و چه شخصى است ؟ و گاه : كدام فرد است ؟ و گاه : چرا و به چه علتى و يا براى چه فايدهاى و يا به چه دليلى ؟ منطق عهده دار پاسخ به هيچيك از اين سؤالات كه دربارهء اشياء خارجى مىشود نيست . آنكه عهده دار پاسخ به اين سؤالات است فلسفه و علوم است . در عين حال منطق با پاسخ همهء اينها كه فلسفه و علوم مىدهند سر و كار دارد ؛ يعنى خود به اين پرسشها پاسخ نمىگويد ، اما طرز پاسخگويى صحيح را ارائه مىدهد . در حقيقت منطق نيز به يكى از چگونگيها پاسخ مىدهد و آن چگونگىِ تفكر صحيح است ، اما اين چگونگى از نوع « چگونه بايد باشد » است نه از نوع « چگونه هست » « 1 » . نظر به اين كه به استثناى سؤال اول و سؤال نهم همهء سؤالات ديگر را با كلمهء « آيا » در فارسى و يا « هَلْ » در عربى مىتوان طرح كرد معمولًا مىگويند همهء سئوالات در سه سؤال عمده خلاصه مىشود : چيست ؟ ما ؟ آيا ؟ هَلْ ؟ چرا ؟ لِمَ ؟ حاجى سبزوارى در منظومهء منطق مىگويد : اسّ المَطالب ثلاثةُ علمٍ * مطلب « ما » مطلب « هل » مطلب « لم » از مجموع آنچه گفته شد معلوم گشت كه اگر چه تعريف كردن يك شىء بر عهدهء منطق نيست ( بلكه از وظايف فلسفه است ) اما منطق مىخواهد راه درست تعريف كردن را بياموزد . در حقيقت اين راه را به حكمت الهى مىآموزد .
--> ( 1 ) . اگر بپرسيد كه پاسخ به اين سؤالات بر عهدهء چه علمى است ؟ جواب اين است كه در فلسفهء الهى ثابت شده است كه : پاسخگويى به سؤال اول و دوم يعنى « چيستى » و « هستى » بر عهدهء فلسفهء الهى است . پاسخگويى به سؤال نهم يعنى « چرايى » كه سؤال از علت است ، اگر از علل اوليه يعنى علتهاى اصلى كه خود آن علتها علت ندارند سؤال شود پاسخ آن با فلسفهء الهى است ، اما اگر از علل نزديك و جزئى سؤال شود پاسخ آن بر عهدهء علوم است . اما پاسخ به ساير سؤالات كه بسيار فراوان است ، يعنى سؤال از چگونگيها و چنديها و كجاييها و كِيها ، همه بر عهدهء علوم است و به عدد موضوعاتى كه دربارهء چگونگى آن موضوعات تحقيق مىشود علوم تنوع پيدا مىكند .